به گزارش صراط به نقل از مشرق، شهادت دکتر علی لاریجانی، دبیر فقید شورایعالی امنیت ملی کشورمان در ایام درگیری ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل موجی از تغییر نگاهها، حسرتها و تعجبها را به همراه داشت.
چه اینکه شهید لاریجانی یکی از تأثیرگذارترین رجال سیاسی ایران طی ۲ دهه اخیر بود و صدالبته قرار گرفتن او در این جایگاه تأثیر؛ به صورت همزمان او را به هدف تخریب و بدخواهی برخی جریانات سیاسی سوپرانقلابی بدل کرده بود.
در واقع این یکی از تأسفها و تألمهای بزرگ زمانه ماست که جریانات تندرو همواره با کارآمدترینها دشمنی میورزند و همانند خوارج صدر اسلام؛ تأثیرگذارترینها را از دسترس مردم خارج میکنند!
لاریجانیِ شهید بویژه طی ۲۵ سال اخیر با حملات، تخریبها و بیمهریهای زیادی مواجه شد.
از دشمنیهای مکرر جریانات سوپرانقلابی تا صفآرایی ستاد دولت احمدینژاد علیه او، ماجرای پرتاب مهر نماز به سمت لاریجانی در قُم و همچنین ۲ مرتبه ردّ صلاحیت لاریجانی برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری.

ماجراهایی که برخی از آنها مثل قضیه پرتاب مهر نماز و ایضا ردّ صلاحیت لاریجانی با نهیب شدیداللحن رهبر شهید انقلاب نیز مواجه شد اما این نهیبها هم حتی نتوانست باعث جبران ظلم در حق لاریجانی شود و یا آتش دشمنی با کارآمدی و عقلانیت اصیل انقلابی که در وجود عدهای سوپرانقلابی شعله میکشید را سرد کند.
کار اجحاف در حق دکتر علی لاریجانی حتی به پساشهادت او نیز تسرّی یافت آنجا که عدهای در اردوگاه اصلاحات به غلط او را شهید مذاکره(!) نامیدند.[۱]
در ادامه نگاه مدقّانه به این وادی البته بایستی به پیام مهم آیتا... صادق آملی لاریجانی، اخوی شهید لاریجانی و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز اشاره کرد که به مناسبت اربعین شهادت شهید لاریجانی صادر شد.
در بخشی از این بیانیه آمده است: آن عزیز سفرکرده که عمر پربارش تجسمی از حکمت، تدبیر و وفاداری به اهداف عالی انقلاب اسلامی بود، پاداش مجاهدتهای خود را با شهادت به دست پلیدترین دشمنان بشریت، یعنی آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی دریافت کرد.
به گزارش ایلنا، آیتالله لاریجانی همچنین تصریح میکند: آن روح بلند قدرش مجهول ماند و بلکه با جفای عدهای با قلب شکسته به لقاء پروردگار خویش شتافت و ما ماندهایم با حسرتی جانکاه.[۲]
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به کدامین جفا و به کدامین عده و کسان اشاره دارد؟!
اگرچه ما دقیقا پاسخ این سؤال را نمیدانیم و اگرچه معتقدیم این حقایق نباید در سینه افراد، مکتوم بماند لکن میتوان تخمین زد که اشاره آملی لاریجانی نیز به مراتبی است که در بالا به آن اشاره کردیم.
در واقع شهید لاریجانی بیش از آنکه مورد هجوم دشمن خارجی باشد توسط عدهای مدعی ولایتمداری و تکلیفمداری بود که در آماج تخریب قرار گرفت و مجهولالقدر شد.
اینک ماییم و درد ناسوری که از بابت زندگی و زمانه شهید لاریجانی برای ما عبرت شد!

آیا آن نماینده سوپرانقلابی، آن مجری و آن محفل تندرو که علیالدوام لاریجانی را تخریب میکردند و چه بسا در ردّ صلاحیت بلاوجه او هم تأثیر داشتند از رفتارهای زشت خود دست خواهند شست؟!
به جرأت میتوان گفت تنها راه خروج ما از شرم جفا بر لاریجانی و انکار یک رجل نخبه؛ همین توبه دسته جمعی آدمها و جریانات مذکور است. و گرنه این ظلم و این چرخه تکرار خواهد شد و کارآمدان و رجال نخبهی دیگری نیز با قلبهای شکسته از میان ما خواهند رفت... چه در انزوای خودخواسته، چه با مرگ طبیعی و چه با شهادت!
همچنانکه شهید شمخانی، به عنوان یکی از کارآمدترین رجال نظامی و امنیتی ما به شهادت رسید. در حالی که از یک سخنران مدعی ارتباط با امام زمان تا عدالتخواهان تندرو و برخی دیگر از مدعیان علیه او دست به قیام زده بودند و حتی پس از ترور مرحله اول اسرائیل و در حالی که زخم بر جان شمخانی نشسته بود اما از بام تا شام تخریبش میکردند.
پر واضح آنکه این رفتارهای خوارجگونه شایسته نظام جمهوری اسلامی نیست و باید با دست بصیرت مردم، تبیین خواص و غیرتمندی نهادهای قضایی و امنیتی رفع شود...
*عبارت "دکتر علی" که در تیتر استفاده شده است ارجاع دارد به تخاطب محمدجواد لاریجانی با اخوی شهیدشان که گاهی در رسانه او را با لفظ "دکتر علی" خطاب میکردند.